یاد تو عشقه خدا جون
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
قالب وبلاگ ابوالفضل

 اسکانیا 44 صندلی و نماز!

اتوبوس اسکانیا 44 صندلی در حال حرکت به سمت وبلاگ شهر بود

ساعت 5 صبح بود

می دونستم که وقت نماز شده بود

به آقای راننده گفتم:

خسته نباشید جناب! خدا قوت!

راننده: خواهش می کنم، لطف دارید.

گفتم: آقای راننده، بی زحمت لطف کنید یه جایی برای نماز نگه دارید. خیلی ممنون می شیم.

راننده: باشه چشم نگه می دارم.

با دل گرمی رفتم و نشستم روی صندلی ام، منتظر ماندم. کم کم خوابم برد!

چشمام رو باز کردم دیدم هوا روشن شده، سریع با یه قیافه حق به جانب رفتم پیش آقای راننده گفتم:

آقای محترم! شما قرار شد یه جایی نگه دارید برای نماز. پس چرا ... ؟

راننده: راستش من می خواستم نگه دارم ولی پیش خودم گفتم شما که خوابی، بقیه هم که خوابن، پس من برای چه کسی نگه دارم ... !

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ۸:٢٩ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ] [ گل گفته () ]

می گفت: برو بابا! این مسخره بازی ها دیگه چیه!

هی می گه نماز بخوان! نماز بخوان!

آخه اون هایی که نماز خوندن کجا رو گرفتن!

این خارجی ها رو ببین، نماز نمی خونن همه چی هم دارن

پسر همسایه رو ببین نماز نمی خونه اما یه ماشین خوب زیر پاشه!

گفتم: عزیزم درسته که اون ها شاید به ظاهر همه چی دارن اما یه چیز خیلی مهم رو ندارن.

گفت: چی؟

گفتم: خدا!

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٤۸ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ] [ گل گفته () ]

  

خدای محتاج به نماز!

همه مردم رو به خورشید خانه ساخته بودند

در این میان

چند نفر با خورشید قهر کرده بودند و خانه های خودشون رو پشت به خورشید ساخته بودند

خورشید هر روز گرما و طراوتش را به آنها هدیه می کرد اما آن چند نفر پیش خودشون فکر کرده بودند که خورشید چون می خواهد گرما و طراوتش را به آنها بدهد پس به آنها محتاج است

اما آنها در اشتباه بودند و نمی دانستند که آنها به خورشید محتاج هستند و با ساختن خانه هایشان پشت به خورشید، چیزی از خورشید کم نمی شود

.......

همه مردم نماز می خواندند

در این میان

چند نفر با خدا قهر کرده بودند و نماز نمی خواندند

خداوند مهربان از سر لطف و مهربانی نعمت هایش را به آنها هدیه کرده بود اما آن چند نفر پیش خودشون فکر کرده بودن چون خدا دستور داده «اقم الصلاة: نماز را به پای دارید» پس خداوند به نماز آنها محتاج است

اما آنها در اشتباه بودند و نمی دانستند که آنها به خدا محتاج هستند و با نماز نخواندن چیزی از خدا کم نمی شود همانطور که با نماز خواندن چیزی به خدا اضافه نمی شود.

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ ] [ ٧:٢۸ ‎ق.ظ ] [ ابوالفضل محمدی فلاورجانی ] [ گل گفته () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ ابوالفضل

سلام خوش اومدید صفا آوردید در این وبلاگ سعی شده که مطالب زیبا و خواندنی راجع به نماز درج بشه در ضمن مطالب از جایی کپی نشده و اکثرا یا مرقوم بنده حقیر و یا با مطالعه از منبعی اخذ شده است خوشحال میشم که نظر بدید
صفحات اختصاصی
امکانات وب
حدیث موضوعی

جاوا اسكریپت

اوقات شرعی تاریخ روز
استخاره آنلاین با قرآن کریم

Online User